![]() |
![]() |
|
| اسلام شناسی |
|
بسم الله الرحمن الرحیم السلام علیک یا جواد الائمه قال محمد بن علی الجواد (سلام الله علیه ): «المؤمن یحتاج الی ثلاث خصال : توفیق من الله وواعظ من نفسه وقبول ممن ینصحه» امام محمد تقی (سلام الله علیه ) فرمود:«مؤمن به سه خصلت نیاز دارد : (1)-توفیق از حق تعالی (2)-واعظی از نفس خودکه پیوسته او را موعظه کند (3)-آن کس که او را نصیحت کندقبول کند». شرح روایت توفیق الهی یک سرمایه ای است که به هر کس ندهند به بیان دیگر موهبتی الهی است. چه بسیار افرادی که امکانات در اختیار دارند اما توفیق ندارند به عنوان مثال به برخی از آنها اشاره می شود تا کسانی که از این معنا غافلند سعی در به دست آوردن آن کنندامید است که این روایت موجب بیداری وتذکر غافلین قرار بگیرد تا فرصت باقی است خود را اصلاح نمایند!! چه بسیار افرادی که ثروتمند هستند وخرجهای بیهوده دارند اما در مواردی که اجر وپاداش دارد مانند کمک به مستمندان ودستگیری از بیچارگان ویا در امور خیریه مصرف نمی کنند با این که دست ودل باز هستند وبخیل نیستند ویا این که در اول وقت کاری ندارد بدون عذر نمازش را به تأخیر می اندازد واز فضیلت اول وقت خود را محروم می نماید ویا موقع فضیلت نماز شب را درک می کند وبیدار است اما به خود اجازه خواندن نماز شب را نمی دهد و... ایتها همه حکایت از یک معنا دارد وآن نداشتن توفیقی است که امام جواد (سلام الله علیها ) به آن اشاره فرمودند.در یک کلام با داشتن امکانات ووجود مقدمات اما موفق به انجام کار خیر نمی شوند حال نکته ای که باید مورد توجه قرار بگیرد این است که چه امری موجب می شود تا توفیق الهی از بندگان گرفته شود؟این سؤالی است که اگر کسی به پاسخ اوبرسد امید نجات براو هست . در پاسخ باید گفت که ممکن است علل مختلفی داشته باشد اما مهمترین آن گناه ومعصیت است که موجب سلب توفیق از بندگان می شود لذا حضرت بااین بیان به مؤمنین هشدار می دهند که اگر گرفتار شیطان وهوای نفس شده و از این امتیاز محروم هستند به فکر چاره باشند وموانعی که موجب شده است تا توفیق از آنها گرففته شده است را بر طرف کرده واز این موهبت الهی بهره مند گردند ادامه دارد... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388ساعت 0:23 توسط سیدمحسن فروغی |
|
|
بسم الله الرحمن الرحیم اهمیت نماز در کلام امام صادق(سلام الله علیها)(3) ابو بصیرگفت :بر امّ حمیده (عیال امام جعفر صادق (سلام الله علیها)وارد شدم تا او را در رحلت امام (ع)تسلیت بگویم ، او گریست ومن به گریۀ او گریستم آن گاه فرمود:«ای ابا محمد!اگر امام صادق(ع)را به هنگام وفات می دیدی چیز عجیبی مشاهده می کردی ،حضرت چشمان مبارک را گشودوفرمود:«با هر که قرابت وبستگی دارم ، به نزد من گرد آورید»ما هیچ کس را فرو گزار نکرده وهمگان را حاضر ساختیم ، امام (سلام الله علیه)به آنان نگریست وفرمود: «انّ شفاعتنا لا تنال مستخفّابالصلاة»«بدرستیکه شفاعت ما به کسی که نماز را سبک بشمارد نمی رسد». (سفینة البحار جلد /2 ص/19) گویم زامام صادق این طرفه حدیث تا شیعه او به لوح دل بنگارد فرمود که برشفاعت ما نرسد هر کس که نماز را سبک بشمارد درقرآن هم در یک جا "مصلّین" را مورد عتاب قرار می دهدآن جایی که می فرماید :«فویل للمصلین»-«وا ی به حال نماز گزاران »!! کدام دسته ؟ « الذینهم عن صلاتهم ساهون»-«آن گروه از نماز گزارانی که نماز را سبک می شمارند». (سوره ماعون آیه /4-5 ) کلمه "ویل"از کلماتی است که در مواردیاستعمال شده که حکایت ازقبح شدید آن عمل می کند. مانند عتاب کردن به منکرین معاد وقیامت می فرماید : « ویل للمکذبین»ویا در باره دروغگویان « ویل لکل افاک اثیم»ویا در باره عیب جویان « ویل لکل همزة لمزه»ویا در مورد کم فروشان « ویل للمطففین»وآیاتی دیگری که بیانگر این معنا می باشد. آیا سبک شمردن از این بدتر ! که یک عمر نماز خوانده اما یک نماز صحیح وبدون غلط نخوانده است!!! در حالی که فقهاء عظام( حفظهم الله)می فرمایند : « اگر کسی یک غلط در نمازش باشد وبا علم به اآن با همان کیفیت نماز بخواند ، نمازش باطل است» بدین معنا که بایدنماز را اعاده ویا قضا نماید وطبق بعضی از مراجع عظام: «حتی المقدورنماز را به جماعت بخواند تا غلطهای نمازش را برطرف کرده وصحیح شود». اما متأسفانه دیده می شود عده ای از این افراد، بدون هیچ ترس وواهمه ای از عواقب امر خود وبدون توجه به اهمیت نماز به فکر تصحیح آن نیستند وشیطان آنها را اغفال کردهوبا القاء کردن بعضی از مطالب ، از قبیل امید وار بودن به رحمت الهی وبه شفاعت شافعین بالاخص شفاعت اهل بیت (سلام الله علیهم ) و…آنها را از این که به نماز اهمیت بدهند باز می دارد وشاید کلام امام جعفر صادق (سلام الله علیه ) و تأکید آن حضرت در آن موقعیت خاص، برای این امید نا بجا بوده است تا بعضی دچار وسوسه های شبطانی نشوندومسئله نماز را کوچک نشمارندواین شفاعت را که از موهبتهای الهی بشمار می رود را ، وسیله استخفاف در امر دین ، خاصه نماز قرار ندهند . خدوند تبارک وتعالی ما را از شر شیطان ونفس اماره محافظت بفرمایدوما را از نماز گزاران واقعی قرار بدهد آمین یا رب العالمین |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 21:52 توسط سیدمحسن فروغی |
|
قال الصادق (علیه السلام ) :«ان شفاعتنا لا تنال مستخفا بالصلاة»: امام جعفر صادق (سلام الله علیه ) فرمودند : «شفاعت ما شامل حال کسانی که نماز را سبک می شمارند نمی شود» نکته دیگر این که حضرت نفرمودند که من شفاعت نمی کنم تا بعضی پیش خود فکر کرده که برای شفاعت از دیگران طلب شفاعت می کنیم از کلام حضرت استفاده می شود که کسانی که نماز را سبک بشمارند قابلیت شفاعت را ندارند مانند اطاقی که نور گیر ندارد قابلیت تابش نور خورشید را ندارد واز نور خورشید محروم است ولذا در بعضی از روایات آمده است که شما خودتان را به ما برسانید ما شما را نجات می دهیم واین همان معنای قابلیت را می رساند کسی که نمازش را سبک بشما رد قابلیت شفاعت را ندارد . نکته دیگر این که :کلام در بارۀ کسانی است که نماز می خوانند اما به نماز اهمیت نمی دهند نه در باره بی نمازُ صبحت از بی نماز نیست تا کسی بگوید ما که نماز می خوانیم ، اصلا بی نماز وتارک الصلاة که مورد بحث نیست ؛ زیرا اگر کسی نماز نخواند طبق آیۀ قرآن اگر بدون توبه از دنیا برود قطعا اهل جهنم است مگر آن که سعادت یارش شود وتوبه کرده واز کردۀ خود پشیمان شده والا طبق آیۀ شریفه جای او در" سقر "یکی از درکات جهنم است در قرآن می فرماید که بهشتیان از دوزخیان سؤال می کنند که: «ما سلککم فی سقر» =« شما چه کردید که شما رادر سقرآوردند ؟ » در پاسخ می گویند « قالوا لم نکن من المصلین» =«ما نماز نمی خواندیم » پس کلام در بارۀ نماز خوانها می باشد قرآن می فرماید « وای به حال نماز خوانان » :«فویل للمصلین» کدام دسته از نماز گذاران؟ « الذینهم عن صلاتهم ساهون»= « آن کسانی که نماز را سبک می شمارند»!! آیا سبک شمردن از این بیشتر که یک عمر است که نماز می خواند اما در تمام عمر دورکعت نماز صحیح نخوانده است !!! ادامه دارد... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 0:53 توسط سیدمحسن فروغی |
|
|
بسم الله الرحمن الرحيم وبه نستعين قال الصادق (عليه السلام )« انّ شفاعتنا لا تنال مستخفا بالصلاه] »= امام جعفر صادق فرمودند :« به تحقيق شفاعت ما خانواده شامل حال كساني كه نمازشان را سبك مي شمارند نمي شود» بيان مطلب قبل از بيان هر مطلبي ذكر نكاتي كه اهميت اين روايت را بيان ميكندلازم است : الف – روايات زيادي از امام صادق (عليه السلام) ذكر شده است وشايد بتوان گفت كه بيشترين رواياتي كه به دست ما رسيده است از آن حضرت است به جهت فرصتي كه در آن زمان پيدا شد وحوزه درسي كه در محضر آن حضرت بر پاشد وشاگردان وارسته وقابلي كه در خدمت امام شرفياب شدند اين مقدمات باعث شد تا از وجود حضرت استفاده بشتري شود در نتيجه روايات زيادي از حضرت ثبت شد وشيعه از بركات آن روايات پر بار وبي نياز شد ب- رواياتي كه از حضرت نقل شده است دوگونه است بعضي از روايات در پاسخ از سؤالات بيان شده است وبرخي ديگر خود حضرت بيان فرموده اند وبراي اهل فن فرق بين اين دو روشن است ج – بيان اين روايت در آخرين لحظات عمر مباركشان بوده است كه براي اهل بصيرت اهميت زماني به اين معنا كه كلام در قالب وصيت از اهميت بالائي برخوردار است . د-دعوت اهل منزل براي بيان روايت به اهميت آن مي افزايد به اين بيان كه اگر افراد به خدمت حضرت شرفياب مي شدند واز حضرت در خواست مطلبي را مي نمودند يك معنائي داشت ؛ اما آن كه حضرت آنها را فرا خواندند واين توصيه را فرمودند اهميت كلام را مضاعف مي كند ودر مقام واقعه از قسم دوم است به اين معنا كه حضرت از اهل منزل خواستند تا جمع شوند سپس اين روايت را بيان فرمودند ه- روايت با حرف انّ آغاز مي شود از خصوصيات اين حرف به اصطلاح اهل ادب تأكيد است اما به بياني ديگر كه بيانگر اهميت كلام باشد است مانند اطلاعيه اي كه خوانده مي شود اگر آن خبر مهمي باشد قبل از خواند آن ، عبارت توجه فرمائيد را مي گويند تا شنونده به آن اطلاعيه بيشتر اهميت دهددر واقع "انّّ´از چنين جايگاهي برخوردار است " ادامه دارد... |
|
+ نوشته شده در
شنبه هجدهم مهر 1388ساعت 19:15 توسط سیدمحسن فروغی |
|
|
تبصرة
نکته ای که بیان آن لطیف است ؛ خط ویژه ایست که خداوند رزاق برای بندگان مؤمن فراهم نموده است . بیان مطلب گروهی بر این باورند که همۀ مشکلات از طریق فیزیک وریاضی قابل حلّ است وراه دیگری برای گشایش امور وجود ندارد ، به عنوان مثال برای رزق وروزی حساب ریاضی می کنند وبا معادلات ریاضی مسئلۀ رزق وروزی را حساب می کنند وبه همین دلیل است که در امر معاش با مشکلات عدیده مواجه شده وچه بسا به بن بست می رسند وراه نجاتی برای خود پیدانمی کنند . از جمله نکاتی که بعضی از آن غافل می باشند وآن را باور نکرده اند خط ویژه ایست که خداوند تبارک وتعالی در امور مادی قرار داده است به این بیان که با معادلات ومحاسبات ریاضی قابل جمع نیست که به چند نمونه از آن اشاره می شود : (الف)=در بارۀ کسی که دچار تنگدستی شده راه چاره را در صدقه وانفاق قرار داده است ودر روایات متعددی که در این باب از حضرات معصومین (سلام الله علیهم )به ما رسیده است بیان گر این معنا می باشد : قال امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)«استنزلوا الرزق بالصدقة».= « به وسیلۀ صدقه ،طلب ودرخواست رزق کنید» (بحارالانوارج/93 ص /120 عن ابی جعفر (سلام الله علیه )قال :« البروالصدقةینفیان الفقر..»= بر و نیکی و صدقه ، فقر را برطرف می کند».( بحار/ص/130) امام جعفر صادق (سلام الله علیه) به فرزندشان محمد فرمودند : «چه مقدار از نفقه باقی مانده است؟»عرضه داشت :«چهل دینار» فرمودند:«برو و آن مقدار را صدقه بده » عرض کرد:« غیر این دیگر چیزی نداریم »فرمودند:«قطعا خداوند عوض آن را جایگزین می نماید، مگر نمی دانی که برای هر چیزی کلیدی هست و کلید رزق و روزی صدقه است ،پس آنها را صدقه بده،» طبق دستور امام صدقه دادند بیش از ده روز نگذشته بود که از جای دیگری چهار هزار دینار رسید و به ده برابر آن مقدار جبران شد».(بحار /ص 134) (ب)= مورد دیگر در بارة امر ازدواج در قرآن خداوند تبارک و تعالی ازدواج کنید اگر فقیر و تنگ دست باشید خداوند از راه فضل ورحمتش شما را بی نیاز می کند : «وانکح الایامی منکم والصالحین من عبادکم وامائکم ان یکونوا فقراء یغنهم الله من فضله والله واسع علیم » = « مردان وزنان بی همسر خودرا همسر دهید،همچنین غلامان وکنیزان صالح ودرستکارتان را ؛ اگر فقیر وتنگدست باشند، خداوندخداوند از فضل خود آنها را بی نیاز می سازد؛خداوند گشایش دهنده وآگاه است ». (آیۀ 32/سورۀ نور) از آن جائی که مسئلۀ فضل ورحمت الهی فراموش شده است ومتأسفانه برخی برآنند که مشکلات را از راههای ریاضی وفیزیکی حل کنند ، لذا این اندیشۀ باطل مشکلاتی رادر جامعه ایجاد نموده است که از آن جمله کاهش آمار ازدواج است ویا برای خوفاز رزق وروزی سعی در کنترل فرزند به این عقیده که نگران رزق وروزی فرزندان هستند ، صدقه نمی دهند زیرا نگران فقر وتنگدستی می با شند و... چه زیبا در قرآن این افکار را به شیطان نسبت داده است ومی فرماید : «الشیطان یعدکم الفقر...»این افکار شیطانی است که قرآن به آن اشاره می کند که «شیطان به شما وعدۀ فقر می دهد...» وهمین اندیشه است که ثروتمندان را از پرداخت خمس وزکات وصدقه خود داری کرده ؛ زیرا با محاسبات ریاضی به مسئله می نگرند وحرف دلشان این است که اگر از این اموال خرج کنم ممکن است که دچار فقر شوم ... (ج)= تحصیل علم دختران به خاطر کسب در آمد . چه بسیار افرادی به دنبال کسب علم هستند اما نه ، برای کسب کمالات ، بلکه فقط برای گرفتن مدرک تا بتواند از آن راه به مال برسد ، وقتی از والدین آنها سؤال می شود که به چه انگیزه ای دخترت را به دانشگاه می فرستی در جواب نمی گوید برای کسب علم ودانش بلکه می گوید برای اینکه دخترم در آینده بتواند در آمد داشته باشد ونیازی به کمک شوهر نداشته باشد وخود کفا باشد !! وزمانی که می خواهد برای فرزندش همسری را انتخاب کند تمام سعی وتلاشش براین است که یک دختری که دارای مدرک عالیست را انتخاب کند نه از آن جهت که او دارای کمالات است بلکه از آن نظر که اگر مدرک بالائی داشته باشد قهرا از در آمد بیشتری برخوردار است !!!وحتی جوانی که می خواهد همسر انتخاب کند به دنبال کسی می گردد که از این امتیاز برخوردار باشد واین گونه فکر می کند که با هم کاری بتوانیم مشکلات اقتصادی را حل کنیم !!! اما اگر کسی با فرهنگ اسلام آشنا باشد و درآیات قرآن تأمل کند دیگر به خود اجازه نمی دهد تا نسبت به رزق وروزی این گونه فکر کند چون خداوند برای آن خط ویژه ای را قرار داده ولذا مؤمنین ؛ آن کسانی وعده های الهی را باور کرده اند هیچ وقت این گونه فکر نمی کنند ورزق وروزی را از خداوند طلب می کنند وهیچ چشم داشتی به در آمد همسر ندارند وحتی حاضر نیستند که همسرشان به زحمت افتاده وکانون گرم خانواده را رها کند وحقوق اطفال را نادیده بگیرد به این امید که بتواند در آمدی کسب کند تا مبادا در زندگی با مشکل روبرو شود . متأسفانه قرآن در جامعۀ ما قریب است فرهنگ قرآنی در بین مردم وباورهای مردم جایگاهی ندارد فقط احترام صوری برای آن قائلند اما در عمل به آیات آن دل نمی بندند «اعاذناالله من شروراعمالنا ».
علائم فقیر برای فقیر علائمی را ذکر کرده اند تا کسانی که آبرومند هستند وحاضر نیستند اظهار فقر وتنگدستی کنند را شناخته وبه آنها کمک شود. (1)= کسانی که قدرت کار کردن را ندارند ، مانند سالمندانی که در جوانی فعال بوده اند اما در اثر کهولت سن دیگر قادر به کارکردن نیستند و یا کسانی که عاجز از کار کردن هستند. (2)=کسانی که سر پرست ندارند . لازم به ذکر است که سر پرست خانواده یا پدر است یا شوهر ویا پسر . به این معنا اگر پدری از کار افتاده باشد بر پسر واجب است تا خرج او را بدهد همان گونه که اگر پسر قدرت کار کردن ندارد بر پدر واجب است خرج او را بدهد .در واقع سرپرستی پدر و پسر مشروط است . (3)= به مقدار خرج سال ذخیره نداشته باشد. به این معنا شخص مستمندی که قادر به کار کردن نیست وسرپرستی هم ندارد می توان به مقدار خرج یک سال به آن کمک کرد اما بیشتر از آن جایز نیست لذا کسی که فقیر است نمی تواند بیش از خرج سال از مردم کمک بگیرد . لازم به ذکر است که سرپرست فقط منحصر به پدر وپسر وشوهر می شود اما برادر ،خواهر، دختر ، داماد، عمو،دائی،...هیچ کدام عنوان سرپرستی بر آنها صدق نمی کند ، به این معنا که برآنها واجب نیست که خرج آنها را برهند ولذا اگر کسی سرپرست نداشته باشد او فقیر است ولو آن که برادر و...داشته باشد. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نهم مهر 1388ساعت 1:17 توسط سیدمحسن فروغی |
|
|
بسم الله الرحمن الرحیم
(٦)=اعتدال در انفاق :
خداوند تبارک وتعالی در قرآن مؤمنین را در انفاق دادن معتدل معرفی
می کند به این بیان که آنها نه در انفاق اسراف می کنند ونه
سخت گیری از خود نشان می دهند :
«والذین اذا انفقوا لم یسرفواولم یقترواوکان بین ذلک قواما»
سورۀ فرقان آیۀ //٦٧/
اسراف از گناهان کبیره به شمارمی رود علاوه برآن که موجب
غضب خداوند متعال می گردد و عذاب اخروی در پی دارد آثار سوء
دنیوی را به همراه خواهد داشت .
بیان مطلب
بعضی از گناهان اثر وضعی دارد به این معنا ، موجب می شود که
مشکلاتی را در زندگی ایجاد کند وعلاوه بر عذاب آخرت در همین
دنیا هم برای او گرفتاری ایجاد می کند واسراف از آن قسم گناهانی
است که اثر وضعی از خود باقی می گزارد به این معنا ، اگر پشیمان
هم بشود خداوند غفور ومهربان او را می بخشد اما اثر وضعی
اسراف از بین نمی رود مانند کسی که با واردن کردن ضربه ای
باعث کوری شخصی می شود ولو بعد از آن از کردۀ خود پشیمان
شود وعذر خواهی کند وحتی قصاص شود اما دیگر چشم او بینا
نخواهد شد این همان اثر وضعی است که از بین نمی رود .
اثر وضعی اسراف فقر وتنگدستی می باشد چه بسیار افرادی که
بسیار ثروتمند بودند اما در اثر اسراف به فقر وتنگدستی مبتلاشدند به
طوری که نیاز به صدقه پیدا کردند !!!
فرق اسراف با تبذیر :
حال که مطلب به اینجا رسید لازم به ذکر است که فرق بین اسراف
وتبذیر معلوم شود
مرحوم دهخدا در لغت نامه از کتاب (کشاف اصطلاحات الفنون)چنین
نقل می کند :«انفاق مال بسیار است برای امری ناچیزوپست وبرخی
گفته اندصرف مال است در آنچه سزاوار باشداما زیاده از آن مقدارکه
سزاوار است بخلاف تبذیرکه آن صرف مال است در امر غیر لازم.
چنانچه در جرجانی گفته است».
لازم به ذکر است چون بحث در انفاق است تبذیر در انفاق معنا ندارد
وذکر آن در مقام صرف بیان معنای وفرق آن با اسراف می باشد.
اما نکتۀ قابل تأمل این که با این همه سفارش در بارۀ انفاق وآثار
وبرکاتی که برای آن می باشد اما اسراف بقدری مذموم است که اگر
انفاق به حد اسراف برسد نه تنها ارزش ندارد بلکه گناه ومعصیت است ؛زیرا خداوند مسرفین را دوست ندارد :
«ولا تسرفوا انه لا یحب المسرفین»سورۀ اعراف آیۀ/٣١
(٧)= انفاق برای خود نمائی نباشد:
« والذین ینفقون اموالهم رئاء الناس ولا یومنون بالله ولا بالیوم الاخر...» |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 2:58 توسط سیدمحسن فروغی |
|
|
بسم الله الرحمن الرحیم
نکاتی چند در بارۀ انفاق که در آیات وروایات معصومین
(علیهم السلام ) نسبت به آنان تأکید شده است .
(١) = انفاق بدون منّت :
«یاایهاالذین آمنوا لا تبطلوا صدقاتکم بالمنّ والاذی »=
«ای کسانی که ایمان آورده اید!بخششهای خود را با منّت وآزار
باطل نسازید...»بقرةآیۀ/٢٦٤
(٢)= از اموال حلال وپاک انفاق کردن :
«یا ایها الذین آمنوا انفقوامن طیبات ما کسبتم ومما اخرجنا لکم من
الارض ولا تیممواالخبیث منه ولستم بآخذیهالاان
تغمضوافیه...»=«ای کسانی که ایمان آورده اید !از قسمتهای پاکیزۀ
اموالی که ( از طریق تجارت )به دست آورده ایدوآنچه از زمین برای
شما خارج ساخته ایم( از منابع و معادن ودرختان وگیاهان )، انفاق
کنید؛ وبرای انفاق به سراغ قسمتهای ناپک نرویددر حالی که خود
شما، ( به هنگام پذیرش اموال ،) حاضر نیستید آنها را بپذیرید؛ مگر
ازروی اغماض وکراهت».
بقرةآیۀ/٢٦٨
(٣)= جز برای رضای خدا انفاق نکنید:
«...وما ینفقون الاابیغاء وجه الله»=
«جز برای رضای خدا انفاق نکنید».بقرةآیۀ/٢٧٢
(٤)= فقیران ومستمندان آبرومند در اولویت هستند :
«للفقرا ء الذین احصروافی سبیل الله لا یستطیعون ضربا فی الارض
یحسبهم الجاهل اغنیاءمن التعفف تعرفهم بسیماهم لایسئلون الناس
الحافاّ»=
«(انفاق شما ، مخصوصا باید)برای نیازمندانی باشدکه در راه خدا،
در تنگنا قرار گرفته اند؛ ...نمی توانندمسافرتی کنند(وسرمایه ای به
دست آورند؛)و از شدت خویشتن داری ؛ افراد نا آگاه آ نها را بی
نیازمی پندارند؛ اما آنها رااز
چهره هایشان می شناسی؛ وهرگزبا اصرارچیزی از مردم نمی
خواهند.( این است مشخصات آنها!)( بقرةآیۀ(٢٧٣).
(٥)=از اموالی که مورد علاقۀ شما هست انفاق کنید:
«لن تنالواالبرّ حتّی تنفقوا مما تحبّون»=
« هرگزبه (حقیقت ) نیکوکاری نمی رسید مگر این که از آنچه
دوست می دارید(در راه خدا) انفاق کنید».
آل عمران آیۀ(٩٢) |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت 3:11 توسط سیدمحسن فروغی |
|
|
«بسم الله الرحمن الرحیم »
قال الله تبارک وتعالی فی محکم کتابه «الذین ینفقون اموالهم باللیل والنهار سّراّ وعلانیة فلهم اجرهم عند ربهم ولاخوف علیهم ولا هم یحزنون » =
«آنها که اموال خود را، شب و روز ،پنهان وآشکار،انفاق می کنند ، مزدشان نزد پروردگارشان است ؛ نه ترسی بر آنهاست ، ونه غمگین می شوند». آیۀ /۲۷۴سورۀ بقرة (۴)- انفاق ، پنهان یا آشکار؟ بااین که دربارۀ انجام کارهای نیک توصیۀ به پنهان شده است ؛ اما در این کریمه فرقی بین آنها نگذاشته واجر هردو را یکسان معین نموده است . پاسخ برای روشن شدن ذکر مقدماتی در این مقام لازم است . احکام اسلامی دو گونه است ، بخش از احکام وتکالیف است که لطف آنها در پنهان بودن آنهاست مانند خواندن نماز شب ، کمک کردن به مستمندانی که آبرومندند و...اما بخش عمدۀ تکالیف ،احکامی هستند که آشکارا بودن آنها افضل است که به بعضی از آنها اشاره می شود :
(الف): به طور کل ، تمام واجبات ، اعم از نماز ،روزه ،حج ،خمس ، زکات ... ولذا سفارش شده است که نماز را به جماعت ودر مسجد بخوانید و...
(ب): اعمالی که واجب نیستند اما از شعائر اسلام هستند ، آشکارا انجام دادن آنها، افضل است مانند عزاداری برای ائمۀ معصومین بالاخص سالار شهیدان حضرت ابی عبدالله الحسین (علیهم السلام )که لطفش در آشکارا بودن است و.... (ج):ممکن است این توهم برای بعضی ایجاد شود که اگر این گونه اعمال آشکار باشد ، ممکن است ریا در آن پیدا شود ؟ در جواب باید گفت : اولاّ ، ریا ،یک امر قلبی است که هر کسی باید مراقب نفس خود باشد تا گرفتار آن نشود . ثانیاّ ، اگر این گونه فکرشود ، در واقع باید قسمت عمدۀ از احکام الهی را تعطیل کرد ، مانند نماز جمعه ، حج ، جهاد ، دفاع ،... بادر نظر گرفتن این مقدمات ، آیه را مورد بررسی قرار داده تا مطلب روشن شده ورفع ابهام گردد . موارد مصرف در انفاق دو گونه است در بخشی از آن که مربوط به کمک به مستمندان می باشد آن هم فقیرانی که آبرو مندند ومایل نیستند که کسی با خبرشود ، هر چه پنهان تر باشد فضیلتش بیشتر است ولذا در سیرۀ ائمۀ هدی جنین آمده است که برای کمک به مستمندان آبرومند خودشان شخصاّ به در خانۀ آنها می رفتند واین عمل را شب انجام می دادندوحتی روی صورت خود را می پوشانیدند که شناخنه نشوند وحتی اجازه نمی دادند که کسی آنها را همراهی کند ، خلاصۀ کلام به قدری این عمل را مخفیانه انجام می دادند که تا آخر هم ، هیچ یک از فقراء آن حضرات را نمی شناختند بعد از شهادت مولا امیرالؤمنین ،فهمیدند که آن آقائی که به آنها رسیدگی می کرده ، مولاامیرالمؤمنین علی (علیه السلام ) بوده است
اما بخش دیگر که از شعائر دین می باشد باید علنی وآشکارا باشد مانند ساختن مراکز فرهنگی مانند مسجد ، حسینیه، در مانگاه ، مدرسه ....
بیان یک رهنمود از امام خمینی ( قدس سره)
بعد از پیروزی انقلاب عده ای که با فرهنگ اسلام آشنا نبودند ، خود سرانه ، البته چه بسا با نیت خیر ، اقدام به تغییر دادن اسامی مساجد وبیمارستان و... نمودند به عنوان مثال فرد خیّری که مسجدی را بنا کرده بود ونام خود را برآن نوشته بود نام اورا حذف کرده ونام دیگری را به جای آن نوشتند ، این خبر به امام (ره) رسید بلا فاصله ایشان مردم را از این کار منع کردند وفرمودند : همان اسامی بانیان خیر را بنویسند وخوشبختانه در اکثر مساجد ، بیمارستانها ، مدارس ...اسامی را به صورت اول برگداندند .
در نتیجه روشن شد این که در آیۀ کریمه برای اجر و پاداش هیچ فرقی بین انفاق پنهان وآشکارذکر نشده است به جهت مطلوب بودن آشکار در بسیاری از موارد می باشد وکلام را با این روایت به پایان برده « انماالاعمال بالنیات». |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پانزدهم شهریور 1388ساعت 4:7 توسط سیدمحسن فروغی |
|
|
بسم الله الرحمن الرحیم
انفاق (۳) = بهترین موردمصرف انفاق
موارد مصرف انفاق بسیار زیاد است .
بیان مطلب
موارد مصرف انفاق را می توان به دوبخش تقسیم کرد
فردی واجتماعی
در موارد اجنماعی نیاز جامعه را باید ملاک قرار داد
( ممکن است در یک منطقه نیاز به مسجد باشد ودر جای دیگر
نیاز به درمانگاه و...)
اما در بخش دیگرکه نیاز فردی است وآن کمک به مستمندان
ویتیمان و...
بهترین انفاق اطعام وسیر کردن گرسنگان می باشد .
دلیل براین مدعا :
(1)= روایاتی که از مقام معصومین (علیهم السلام ) رسیده است :
«افضل الاعمال ان تشبع کبداّجائعاّ»=
«بهترین اعمال گرسنه را سیر کردن است» .
«افضل الصدقة ان تشبع کبداّ جائعاّ»=
«بهترین صدقه گرسنه را سیر کردن است».
(۲)= سیرۀ عملی حضرات معصومین (علیهم السلام):
در بارۀ سیرۀ عملی ائمۀ هدی(علیهم السلام ) آمده است از جمله :
آورده اند که مولا امیرالمؤمنین(علیه السلام) در خانۀ فقرا
غذا می بردند .
ومانند آن را در بارۀ امام سجاد (علیه السلام)روایت کرده،
که وقتی بدن آن حضرت را غسل می دادند آثار کبودی بر
روی کتف آن حضرت بوده است که حکایت از حمل غذا
برای فقرا ومستمندان بوده است .
(۴)= کفارات روزه
خداوند متعال برای کفارات روزه طعام را ادر نظر گرفته
وواجب نموده است
به این بیان اگر کسی در ماه مبارک رمضان قدرت روزه ای از او
قضا شود وتا سال بعد قضای آن را نگیرد،
«برای هر روزه ای که از آن قضا شده
است باید یک مدّ طعام به فقیر بدهد»
( لازم به ذکر است که یک مدّ به مقدار (750 ) گرم می باشد.
حال اگر کسی بخواهد به جای غذا وطعام پول آن را به پردازد ، جایز
نیست مگر آن که مطمئن باشد که آن فقیر آن را به مصرف نان می رساند
(البته اگر پول گندم را به او داده باشند؛ چون در انتخاب طعام لازم
نیست که حتماّ گندم را حساب کند بلکه می تواند برنج و...بپردازد).
واین خود بهترین دلیل بر مدعاست که بهترین صدق گرسنه را
سیر کردن است . |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت 3:53 توسط سیدمحسن فروغی |
|
|
« بسم الله الرحمن الرحیم »
(٢)رفع گرفتاریها به برکت انفاق یکی از مشکلاتی که موجب سلب آرامش وآسایش می شود نگرانی از حوادث از قبیل بیماری وتصادف وسرقت...می باشد وچه بسیار هستند کسانی که برای جبران این گونه آسیب ها ، چه هزینه های سنگینی را می پردازند تا اگر با چنین حادثه ای مواجه شدند مقداری از آن را بتوانند باز یابی کنند مانند بیمه و... که البته جبران خسارت از طرف بیمه هم بعضی وقسمتی از خسارات را جبران می کند،
امّا نکتۀ قابل توجه این که تنها تضمین قطعی وصد در صد در انفاق است . بیان مطلب به عنوان مثال بیمه ، درتا یک سقفی از خسارت را تقبّل می کند واگر به شخص ثالثی هم خسارت وارد شد در صدی از آن خسارت را می پر دازد اما بیمه نمی تواند جلوی حادثه رابگیرد .ولی از آن جائی که خداوند مهربان انفاق را دوست دارد اثری را در انفاق قرار داده است که جلوی حادثه را گرفته واز هر گونه خسارتی پیشگیری می کند به این معنا که انفاق وصدقه جلوی مرگ را می گیرد واین از امتیازات انفاق است . هیچ قدرتی در جهان نمی تواند سلامتی را تضمین کند وجلوی حوادث را بگیرد وتمام این بیمه ها فقط یک بخش کوچکی از مشکلات را جوابگو ست اما قدرتی که در انفاق وصدقه هست بالاترین ضریب ایمنی را تضمین می کند ، لذا بسیاری از مؤمنین برای این قوانین بیمه هیج ارزشی قائل نیستند واگربه طور اجبار وسیلۀ خود را بیمه کند، فقط به خاطر احترام به قانون وبرای پیشگیری از جریمه است والاهیچ عقیده ای به این بیمه ها ندارند چون براین باورند که آن قدرتی که جلوی حوادث را می گیرد ارادۀ پروردگار متعال است واو فرموده : صدقه بده تا از هر گونه خطری در امان باشی ومؤمن اگر هم بیمۀ اجباری را هزینه کند هیچ امیدی به آن نداشته بلکه سعی می کند تا با دادن صدقه از حوادثجلوگیری نماید
خلاصۀ کلام اگر بیمه بخشی از خسارت را می پردازد صدقه موجب پیشگیری از حوادث است . |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت 4:7 توسط سیدمحسن فروغی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندهای روزانه |
|
آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 اسفند 1387 |
| نویسندگان |
|
سیدمحسن فروغی سید محسن فروغی |
|
RSS
|